سکوت دنیا

آهای ستاره به من چشمک بزن دوباره !
آهای دنیا به من لبخند بزن دوباره !
دلم گرفته از تو ای ستاره ، شبهایم بی تو تیره و تاره !
دلم گرفته از تو ای دنیا ، باور کن که زندگی بی تو بی معناست!
مرا باور کن ستاره ، هوای دلم پر از غباره ، مرا باور کن دنیا ، اینجا دلم خسته و
تنهاست !
خسته ام ، خسته خسته ، ساز دلم غمگین است و شکسته !
دوباره هوای چشمانم ابریست ولی باران نمی بارد !
دوباره دلم به انتظار باران است ولی اشکهایم نمی آید !
بغض گلویم را می فشارد ، تنهایی مرا می آزارد ، هنوز غروب زندگی ام به پایان
نرسیده!
هنوز در حسرت طلوع نشسته ام ، باز در این حسرت سرد تنها و دلشکسته ام!
آهای ستاره به من چشمک بزن دوباره !
آهای دنیا به من خسته نگاهی بینداز دوباره !

شب شده ، هنوز بیدارم ، نمیدانم فردا بر من چه میگذرد ، هنوز بی تابم!
نمیدانم طلوع فردا به چه رنگیست ، رنگ آبیست ، یا رنگ سرخ به رنگ غروب!
نمیدانم تا کی هوای دلم ابری است ، تا کی شبهای تنهایی تاریک است!
مهتاب پشت ابرها جا مانده ، سکوت شب پر از هیاهو را فرا گرفته !
دل تنهایم ، تنهایی را باور کرده ، و باز به انتظار او که دردش را گوش کند نشسته !
نمیداند کسی نیست که بشنود دردهای پر از دردش را !
کسی نیست که این دل خسته را آرام کن ، تنهایی آمده و این دل خسته را خسته تر
کرده است !
آهای جغد شبانه برایم بخوان دوباره ، سکوت را بشکن ، دلم به آواز تو خوش است!
آهای ستاره به من چشمک بزن دوباره !
آهای دنیا چه خبر از فردا؟
دنیا سکوت کرد و دلم آرام گریست !
نظرات شما عزیزان:
|